صفحه اصلی / آرایشگاه عروس / عکس عروسی الهام طهموری و همسرش حامد احمدجو

عکس عروسی الهام طهموری و همسرش حامد احمدجو

الهام طهموری در ۲۷ مرداد ۱۳۹۷ در ۳۰ سالگی با حامد احمدجو ازدواج کرده و تشکیل خانواده داده است. آقای احمدجو خود نیز از بازیگران حرفه ای تئاتر بوده و در سریال پرستاران با همسرش همبازی بود

الهام طهموری که سال گذشته مجموعه موفق و پربیننده «وارش» را بر روی آنتن شبکه سوم سیما داشت مصاحبه ای را بهمراه همسرش با روزنامه هنرند انجام داده است که در زیر می توانید بخوانید.

*چه شد بازی در سریال وارش را قبول کردید؟

الهام طهموری: من با آقای تخشید در سریال پرستاران کار کرده بودم. آقای تخشید من را به این پروژه معرفی کردند. مثل بقیه صحبت هایی داشتم که این صحبت ها اصلا راجع به نقش نبود، ولی در جلسه های بعدی به من گفتند که می خواهیم سکانس هایی را که مربوط به نقش اصلی می شود را بدهیم تا شما بخوانید، خواندم و خدا را شکر قبول شد.

عکس عروسی الهام طهموری و همسرش حامد احمدجو

*فکر می کردید تا این حد از این مجموعه استقبال شود؟

الهام طهموری: واقعا نه، فیلمنامه را که می خواندم خیلی دوست داشتم، ولی باورم نمی شد مردم تا این حد دوست داشته باشند.

*گویا به موضوع سریال اعتراض کرده بودند و حتی حرف از جلوگیری از پخش آن شده بود.

الهام طهموری: حاشیه هایی بود که جلوی سریال را می گیرند، ولی به نظر من سوءتفاهم بود، به خاطر اینکه کمی باید زمان می برد که مشخص شود قهرمان داستان چه کسی است. در یکی دو قسمت اول اصلا قهرمان مشخص نشده بود و مردم به این نتیجه رسیده بودند که گیلانی ها قهرمانی ندارند، در صورتی که قهرمان آنها وارش بود. هم سیستانی ها قهرمان داشتند و هم گیلانی ها و وقتی که چند قسمت گذشت، این موضوع برطرف شد.

*چه ویژگی هایی در یک نقش باعث می شود آن را انتخاب کنید؟

حامد احمدجو: مثلا همین سریال وارش، به نظر من هم هنر نویسنده و هم اینکه برگرفته از یک رمان قدرتمند است آن را موفق کرده، یعنی در دل آن یک شخصیت پردازی وجود دارد که شخصیت پردازی این روزها خیلی باب سریال های ما نیست، همانطور که الهام گفت سریال های ما یک خط داستانی دارند، همان موقع می نویسند و به دست بازیگر می دهند، می گویند این را حفظ کنید و بگویید ولی این سریال را که نگاه می کنید می بینید چیزهایی گفته می شود که بعدا برای فهماندن شخصیت آن ماجرا استفاده می شود، در تئاتر این موضوع را می بینیم ولی در تلویزیون یا در سینما این موضوع کمرنگ است و تا بر اساس یک ماجرای قدیمی یا رمان نباشد، این شخصیت ها شخصیت های قدرتمندی نیستند.

الهام طهموری: در تئاتر اگر نمایشنامه ها خارجی باشند، قدرتمند هستند. تئاترهای خوب را می گویم، چون تئاترهای بد هم داریم، فکر می کنم در تئاتر و سینما به آن بیشتر پرداخته می شود و نسبت به تلویزیون اصولی تر است.

حامد احمدجو: در تلویزیون از این موضوع سرسری می گذرند و حیف است. یکی از پوئن های مثبت همین سریال وارش این است که از این موضوع سرسری نگذشته. وقتی ما دیشب داشتیم با هم حرف می زدیم، می گفتیم یک داستان دراماتیک است که شخصیتی در این داستان نیست که آدم دوست نداشته باشد آن را بازی کند، همه آنها خوب هستند.

الهام طهموری: آدم دوست دارد جای یوسف باشد، جای جاوید، جای شکوفه، همه آنها جذاب هستند.

*صحبت تئاتر شد، تئاتر کجای زندگی شماست؟

حامد احمدجو: تئاتر برای هر دو خیلی پر اهمیت است.

الهام طهموری: اصلا تئاتر باعث شد ما با هم آشنا شویم.

حامد احمدجو: دقیقا همین طور است، روی صحنه همدیگر را دیده ایم و وقتی روی صحنه می رویم، همدیگر را نقد می کنیم، این جذابیت های خصوصی تئاتر برای ما دو نفر است، ولی اگر راجع به اصل آن صحبت کنیم، به نظر من تئاتر زندگی خیلی قوی ندارد، چیز محکمی نیست که الان بشود به آن استنداد کرد که تئاتری وجود دارد و برای خودش یک مقوله جداگانه است. الان تئاتر ویترینی است که آدم بتواند آنجا بازی کند تا بعد سینمایی یا سریال بازی کند و دستمزد بهتری بگیرد.

الهام طهموری: حالا من بیشتر در حوزه تصویر فعالیت کرده ام تا تئاتر، ولی فکر می کنم همان طور که در تلویزیون کار خوب نمی بینیم، در تئاتر هم خیلی تعداد کار خوب کم است. من بیشتر از دیدن سریال یا سینما، از دیدن تئاتر لذت می برم، ولی واقعا تعداد تئاترهای خوب خیلی انگشت شمار شده است که آدم برود، ببیند و لذت ببرد.

*به چه شکل در یک اجرای تئاتر آشنا شده اید؟

حامد احمدجو: ما هر دو اصفهانی هستیم. محیط سینمایی و تئاتری اصفهان به اندازه تهران وسیع نیست و آنجا خیلی همدیگر را می شناختیم، سر فیلم ها و اجراها همدیگر را می دیدیم، آنجا همدیگر را دیدیم و عاشق شدیم.

الهام طهموری: من بازی می کردم و برادر حامد آهنگساز اجرا بود. آنجا برادرش گفته بود نمی خواهی با الهام طهموری ازدواج کنی؟ حامد هم گفته بود بله، می خواهم ازدواج کنم!

*مافیا چقدر در تئاتر و تلویزیون وجود دارد؟

حامد احمدجو: شرایط مافیایی، تلویزیون و تئاتر ندارد، شرایط مافیایی در کل کارهای موجود در کشور حاکم است. وقتی شما می خواهید بروید و در کاری استخدام شوید، باید از یک پروژه آشنا بگذرید. تئاتر و سینما هم دقیقا همین طور است، با این تفاوت که این کار بیشتر در چشم و تمرکز روی آن بیشتر است. مردم به حاشیه هایش دقت می کنند، برای همین بولدتر می شود.

*حضور ستاره های تصویر در تئاتر را چگونه می بینید؟

الهام طهموری: می خواهم چیزی بگویم، ولی فکر می کنم خوب نیست. می خواهم بگویم خوب است اگر خوب بازی کنند، هم تئاتری ها می آیند در زمینه تصویر و هم چهره های سینمایی باید بروند در حوزه تئاتر، ولی باید آن بازی را باورپذیر و خوب ارائه بدهند. چند کار که جدیدا دیده ام و از ستاره ها استفاده کرده بودند را دوست نداشته ام.

حامد احمدجو: من حرف الهام را کاملتر کنم که اینها با همدیگر اختلاف دارند، به لحاظ نوع انرژی و حرکت و هر کس در این وادی باشد، اینها را می داند که اختلاف های ریزی با هم دارند. برای رسیدن به ایده آل در هر کدام از آنها نیاز به یک زمانی تجربه است. مثلا ما تئاتری های فوق العاده ای داریم که روی صحنه عالی هستند، ولی در سینما و تلویزیون اصلا خوب نیستند و برعکس آن هم وجود دارد. دلیل آن هم این است آنقدر فرصت که در تئاتر برای تجربه داشته اند را در تصویر پیدا نکرده اند و برعکس.

الهام طهموری: من فکر می کنم من و حامد هم همین طور هستیم. من تجربه ای که در تصویر دارم، در تئاتر کمتر داشته ام و شاید به مشکل بیشتری در آن زمینه بخورم. بازیگر باید تمام شاخه ها را تجربه کند و توانایی بازی در همه اینها را داشته باشد، نگوید من فقط این کار را می کنم.

حامد احمدجو: بله و البته بازیگر این امکان را هم داشته باشد، امکان اینکه هم تصویر را تجربه کند و هم تئاتر، اینقدر گارد نسبت به این موضوع خوب نیست که سینمایی ها نباید بیایند در تئاتر و تئاتری ها چرا در سینما آمده اند؟ من فکر می کنم از وقتی سینمایی ها به تئاتر آمده اند، برای خود تئاتری ها هم بهتر شده است، رونق آن بیشتر شده و حداقل دوزار پول در جیب تئاتری ها می رود.

*غیر از بازیگری فعالیت هنری دیگری دارید؟

الهام طهموری: حامد یک کار جالبی می کند و من هم چون صنایع دستی خوانده ام، دل به دل او می دهم و آن این است که یکسری وسیله که قابل استفاده نیستند را پیدا می کند، مثلا فرشی از مادربزرگ من که برای صد سال پیش است یا چیزی را در خیابان ببیند که غیر قابل استفاده است، اینها را به خانه می بریم و با همدیگر تبدیل به یک اثر هنری می کنیم که بعضی هایشان خیلی خوب در می آیند و بعضی هایشان شاید خوب نشود، ولی مردم که می بینند دوست دارند. مثلا حامد با یکسری چوب های کنار دریا مجسمه درست کرد که همه خیلی استقبال کردند و آنها را کادو دادیم.

*خوش چهره بودن چقدر در دنیای تصویر مهم است؟

حامد احمدجو: به نظر من این اتفاق از سینما جدا نشدنی است. اصلا اگر تاریخ سینما را بررسی کنید، چهره ای که فتوژنیک باشد و مردم ارتباط راحت تری با آن برقرار کنند، موفق تر است. این خوشگل بودن به نظر من سلیقه ای است و خوشگل از نظر هر کسی می تواند یک شکلی باشد.

الهام طهموری: من فکر می کنم برای ورود شاید مهم باشد، ولی برای ماندن در سینما فاکتور مهمی نیست.

*شما خوش چهره هستید؟

الهام طهموری: من خیلی اعتماد به نفس بالایی راجع به چهره خودم ندارم و این متاسفانه عیب است. آدم باید با هر شکل و ظاهری خودش را دوست داشته باشد، ولی در بازیگری خیلی به اینکه خوشگل هستم یا زشت فکر نمی کنم. مثلا در همین سریال وارش راجع به گریم پیری من خیلی ها می پرسیدند که چطور گذاشتید چهره شما را تا این اندازه پیر کنند؟ اما من خودم به گریمور می گفتم این کار را بکن، چون دوست داشتم مردم من را در آن سن با آن دو پسر بپذیرند، اینقدر که برای من مهم بود که به عنوان یک مادر پذیرفته شوم، برای من فرق نمی کرد خوشگل باشم یا نباشم.

حامد احمدجو: یعنی الان این را باید چگونه جواب بدهم؟ از نظر من الهام خوشگل است، مرد که خوشگلی نمی خواهد، مرد باید خوشتیپ باشد.

*در میان فیلم های ایرانی نقشی بوده که دوست داشتید شما آن را بازی می کردید؟

الهام طهموری: من از بچگی عاشقی بازیگری بودم. از طوطیا دوست داشتم جای طوطیا باشم، بعد از قرمز دوست داشتم جای هدیه تهرانی باشم، بعد از شهر زیبا دوست داشتم جای ترانه علیدوستی باشم و الان هم دوست داشتم وارش را بازی کنم.

حامد احمدجو: نقش هایی به ذهن من می آید که دوست داشتم آنها را بازی کنم، ولی کسی که آن نقش ها را بازی کرده، آنقدر خوب بازی کرده که دیگر حرفی نمی ماند، مثلا در فروشنده، نقش شهاب حسینی را خیلی دوست داشتم، ولی خود ایشان بی نظیر بازی کرده است.

*چقدر به ماندگاری فکر می کنید؟

حامد احمدجو: ماندگاری برای هر دوی ما مهم است.

الهام طهموری: از بچگی این کار را دوست داشتم و همیشه زندگی هنرمندان را زیر نظر داشتم. با اینکه عاشق بازیگری هستم، اما از آن طرف همیشه دعا می کنم و می گویم خدایا اگر قرار نیست ماندگار شوم، اصلا این اتفاق برای من نیفتد، چون تجربه کردن این که یک بار به جای وارش زندگی کنم و بعد دیگر چنین تجربه ای نداشته باشم، برای من مساوی با دیوانگی است.

حامد احمدجو: می شود جواب های الهام را برای من بنویسید؟!

*امروز بازیگرانی داریم که قابلیت ماندگار شدن داشته باشند؟

الهام طهموری: بله، الان بازیگرهای خوب خیلی داریم.

حامد احمدجو: واقعا بازیگر درجه یک خیلی زیاد داریم، خیلی هم احتمال ماندگاری آنان زیاد است. چیزی که گاهی ناراحت کننده می شود این است که اینقدر بازیگر خوب داریم که باید خیلی قوی کار کنید تا بین این همه بازیگر درجه یک به چشم بیایید.

*موسیقی چه جایگاهی در زندگی شما دارد؟

حامد احمدجو: موسیقی داداش های ماست! برادر من و الهام هر دو آهنگساز هستند و از اول کنار ما یک شخصیت موزیسین بوده است.

الهام طهموری: جالب است که من یک خواهر نقاش دارم و حامد هم یک خواهر نقاش، انگار خدا اینها را کنار هم چیده باشد، یک بازیگر، یک نقاش و یک موزیسین. من از وقتی یادم می آید، با صدای تار زدن برادرم که اتاقش طبقه پایین بود، می خوابیدم. خواننده محبوب ما همایون شجریان است.

*علاقه مندی ها و تفریحات شما؟

حامد احمدجو: تفریح ما بیشتر تئاتر و سینماست. قبلا خانه ما نزدیک سینما فرهنگ بود و دائم به سینما می رفتیم.

الهام طهموری: از وقتی با هم آشنا شده ایم، خیلی وقت نکرده ایم تفریح کنیم و بیشتر سر کار بوده ایم، هنوز ماه عسل هم نرفته ایم.

حامد احمدجو: دقیقا، ما ازدواج کردیم و فردای آن روز الهام سر فیلمبرداری وارش بود. دو سه روز مرخصی دادند، آمد عروسی کرد و رفت. من باید برای ماه عسل می رفتم و پشت صحنه وارش او را می دیدم.

*ازدواج برای هنرمندان سخت تر است؟

الهام طهموری: برای ما خیلی سخت بود، یکی از دلایل سختی اش این بود که خانواده ها اصفهان بودند و ما پنج بار عقدمان به هم خورد، چون سر سریال پرستاران بودم و نمی گذاشتند بروم!

حامد احمدجو: بله، مسلما سخت تر است. چهار ماه سر وارش بود و من او را نمی دیدم.

الهام طهموری: اینقدر راه تهران لاهیجان را می آمد که حفظ شده بود.

*نظر مخاطبانتان چقدر برای شما مهم است؟

حامد احمدجو: خیلی، همه کامنت ها را می خوانیم و به آنها فکر و حتی تحلیل می کنیم که این مثلا الکی است و برای سرگرمی بوده یا دیگری نقد می کند و حرف درست می زند.

الهام طهموری: مثلا در مورد سریال وارش چیزی که برای من خیلی جالب بود این بود که بیشتر کسانی که برای من کامنت می گذاشتند و با وارش همذات پنداری می کردند، خانم ها بودند. می گفتند وقتی این مادرانه را می بینیم، یاد خاطره ای می افتیم و این خیلی برای من جالب بود که می شود با یک مدل کار، یک قشر خاصی از جامعه را درگیر کرد. خیلی خوب است که شما نظر مردم را بدانید و من معتقدم تا آخرین لحظه بازیگری باید همیشه نظر مردم را بدانید تا بتوانید خودتان را تغییر بدهید و آن چیزی بشوید که مخاطب دوست دارد شما را ببیند.

*دوستان صمیمی شما هنری هستند؟

حامد احمدجو: تقریبا بله، در تئاتر و سینما هستند. از پانزده شانزده سالگی که وارد تئاتر شده ایم، مسلما همه دوستان ما تئاتری می شوند.

الهام طهموری: از هنرستان دوستان من همه تئاتری هستند، چون در هنرستان تئاتر خوانده ام. دوستان هنرستان همه تئاتری و دغدغه تئاتر دارند و هنوز هم در ارتباط هستیم.

*در زمینه هنر تصمیمی گرفته اید که پشیمان شده باشید؟

الهام طهموری: من از بابت بعضی هایشان خیلی پشیمان هستم که هیچ وقت فیلمنامه نداشته ام و باید اعتماد می کردم و می رفتم. البته چاره ای نبود و ما اینقدر شناخته شده نبودیم که بخواهیم کارها را رد کنیم، باید اعتماد می کردیم و می رفتیم. ولی شاید بعد که می رفتیم، پشیمان می شدیم که کاش اینطوری اعتماد نمی کردیم.

حامد احمدجو: البته پشیمانی زیاد سودی به حال ما ندارد. ما خیلی بازیگر شناخته شده ای نبوده ایم و الان داریم تلاش می کنیم که شناخته شده شویم، برای همین خیلی در حال حاضر قدرت تصمیم گیری نداریم و وقتی یک سریال به ما پیشنهاد می شود، با همین شرایط بدی که الهام گفت، نمی توانیم بگوییم نمی رویم و منتظر بعدی می مانیم. باید بروید تا چند نفر شما را بشناسند و بعد شما توانایی انتخاب کردن داشته باشید. برای همین سر بیشتر کارهایی که می رویم پشیمان می شویم، ولی بعد فکر می کنیم اگر نمی رفتیم چکار می کردیم؟

*حسادت بین بازیگرها چقدر وجود دارد؟

حامد احمدجو: بگوییم رقابت قشنگ تر است، ولی حس رقابت وجود دارد.

الهام طهموری: خدا را شکر در این مدتی که من دارم کار می کنم، بین خانم ها به بازیگر حسود برنخورده ام، همه آنها بامرام، با معرفت و مهربان هستند. شاید هم ما خیلی خوش شانس هستیم.

*چیزی که از خودتان انتظار داشتید امروز باشید، هستید؟

حامد احمدجو: شاید جوانتر که بودیم، با خودمان فکر می کردیم سرعت این اتفاق سریعتر باشد. تازه به تهران آمده بودیم و فکر می کردیم آن اتفاق خوب باید در یکی دو سال بیفتد. سرعت اتفاق افتادن آن چیزی که من انتظار داشتم و بابت آن تلاش کردم، پایین است.

الهام طهموری: من از بچگی فکر می کردم بیست سالگی به چیزی که می خواهم برسم.

*دوست دارید به شهرت برسید؟

حامد احمدجو: به نظر من شهرت راه ما را هموارتر می کند و راحت تر می توانیم به دغدغه های هنری خودمان برسیم. اگر مشهور نباشیم، باید خیلی دست و پا بزنیم.

الهام طهموری: من دوست دارم هم مشهور باشم و هم محبوب.

*یک نکته جالب از خودتان برای مخاطبان ما؟

الهام طهموری: ما اصلا آدم های جالبی نیستیم!

حامد احمدجو: چرا! نکته جالب این است که بیشتر کارهایی که من کرده ام، طنز بوده و اکثر کارهای الهام تراژدی بوده است.

*دوست داشتید کجا و با چه شغلی متولد می شدید؟

الهام طهموری: هر جای دنیا پیش پدر و مادرم و بازیگر.

حامد احمدجو: هر جای دنیا که الهام باشد.

*خط قرمزهای شما چیست؟

الهام طهموری: نمی دانم این خط قرمز به حساب می آید یا نه، ولی اینکه به عقب برگردم و در این شرایط قرار بگیرم که کار قبلی ام بهتر از کار الان من باشد، باید بازیگری را کنار بگذارم.

حامد احمدجو: هر چیزی که من را از انسان بودن دور کند، خط قرمز من است.

*چند شخصیت که دوست دارید از نزدیک ببینید؟

حامد احمدجو: وودی آلن را دوست دارم از نزدیک ببینم، شهاب حسینی، خسرو شکیبایی.

الهام طهموری: بچه که بودم، علاقه من به بازیگری همزمان شد با فیلم های قرمز و طوطیا. بچه که بودم در یک روزنامه نوشته بود می توانید برای هنرمندان نامه بنویسید و من که هشت نه ساله بودم، نامه می نوشتم و می دادم برادرم برای من پست کند. همیشه آرزوی من این بود که فریبرزعرب نیا و هدیه تهرنی جواب نامه من را بدهند و آن دو نفر را ببینم.

*آرمانشهر شما در دنیای هنر چیست؟

حامد احمدجو: اینقدر زندگی ها، مملکت و اجتماع روبه راه باشد که در زمینه هنر دغدغه ای غیر از سیاست داشته باشیم.

الهام طهموری: دوست دارم در بازیگری ماندگار شوم.

گفتگو:‌ عباسعلی اسکتی  عکس: فائزه سلیمیان


منبع مطلب

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *