صفحه اصلی / اشعار بخشش خدا / شعر زیبا درباره بخشش خداوند (اشعار بخشش خدا)

شعر زیبا درباره بخشش خداوند (اشعار بخشش خدا)

شعر زیبا درباره بخشش خداوند (اشعار بخشش خدا)

اشعار بخشش خدا

گفتم منم اهل خطا، گفتی کـه بخشیدم، بیا

گفتم شکستم توبه ها، گفتی کـه بخشیدم، بیا

 

گفتم شکسته بالم و پیش نگاهت لالم و

الکن شدم وقت دعا، گفتی کـه بخشیدم، بیا 

 

گفتم کـه ای ستّار من، ای حضرت غفّار من

من بر خودم کردم جفا، گفتی کـه بخشیدم، بیا

 

گفتم ز خوبی خالی ام، من دانه ای پوشالی ام

بنگر تهیدستم خدا، گفتی کـه بخشیدم، بیا

 

گفتم کـه احوالم بد اسـت، از بس گناهم بی حد اسـت

بخشیده ای این بنده را؟! گفتی کـه بخشیدم، بیا

 

گفتم کـه نفسم یاغی اسـت، جایم درون آتش اسـت

أِغفرلنا، أِغفرلنا، گفتی کـه بخشیدم، بیا

 

گفتم دخیل کوثرم، من عاشق پیغمبرم

هستم محب مرتضا، گفتی کـه بخشیدم، بیا

 

گفتم کـه نالان می‌شوم، مانند باران می‌شوم

با روضه ی کرببلا، گفتی کـه بخشیدم، بیا

 

خوردم دم افطار؛ آب، شب تا سحر هربار؛ آب

گفتم درود ای سرجدا، گفتی کـه بخشیدم، بیا 

شاعر : امیر عظیمی

 

شعر زیبا درباره بخشش خداوند (اشعار بخشش خدا)

شعر زیبا درباره محبت خداوند

 

خطای آدمی بخشیـــد معبود مقام سروری دادش چو محمود

گذشت آغاز شد با عفو داور سر آغازی شـدی بر راه سرور

تمـــام انبیاء با عفو و رحمت نمـودند زندگانی پر ز رأفت

چو برخوانی حکایتهای دیرین بـه خوبان میرسی و کار شیرین

شنو قصه ز یوسف گاه قدرت گذشت از درد و رنج گاه محنت

ز ابراهیم و موسی خضر و داود فتوت ها نمـــودند عین مسعود

شنو بخشش ز احمد گاه پیکار گـــذشت از زحمت قوم تبهکار

بـه روز قـدرتش شد مرهم دل گره بگشود از هر راز مشکل

علی روز جمل ان شاه مردان شدی معدن بـه عفو ان ذلیلان

ائمـــه سربسر با عفو رحمت نمــودند راه رحمت در قیامت

ز آیات خــــدا درسی کـه فردا شود باغ جنــــان و عفو زیبا

مقدم عفو کـن تا بخشش یار شود بهــــرت بهشتی روز دیدار 

 «منصور مقدم»

 

اشعار زیبا درباره مهربانی خدا

  

غرق گنه ناامید مشو زدرگاه ما

که عفو کردن بود در همه ی دم کار ما

توبه شکستى بیا هرآنچه هستى بیا

امیدوارى بجوى زنام غفّار ما

بنده شرمنده تو، آفریننده بخشنده من

بیا بهشتت دهم مرو تو در نار ما

در دل شب خیز و ریز قطره اشکى ز چشم

که دوست دارم کند گریه گنهکار ما

خواهم اگر بگذرم ز جمله عاصیان

کیست که چون و چرا، کند زکردار ما 

حبیب چایچیان «حسان»

 

شعر زیبا درباره بخشش خداوند (اشعار بخشش خدا)

شعر در مورد بخشش خدا

 

ای سراپا معصیت بس کن دگر بد باختی

خویش را در منجلابی از گنه انداختی

 

هرچه تو بد کرده ای من پرده پوشی کرده ام

این منم کـه دوستت دارم ولی نشناختی

آن قدر دلواپست بودم کـه دور از من شدی

بردی از یادم بـه دنیای خودت پرداختی

 

تنگ یا رب گفتنت بود این دلم بی معرفت

کاش چشمی سوی من یک لحظه می انداختی

 

هی تو را خواندم بیایی بین آغوشم ولی

پشت کردی بر من و بی وقفه هی می تاختی

 

من فقط خیر تو را می‌خواستم ای بی وفا

با همه ی دنیا بـه غیر از عاشق خود ساختی…

 

یک بغل احسان برای تو مهیا کرده ام

اگرچه بد بودی ولی باتو مدارا کرده ام 

شاعر : علی اکبر نازک کار

  

شعر زیبا درباره بخشش خداوند (اشعار بخشش خدا)

 ****شعر توبه بـه درگاه خدا****  

 

 پرونده خود سیاه کردم چه کنم

تو عفو کنى از کرمت اما من 

از این کـه تو را گناه کردم چه کنم 

با من همه ی جا رفیق راهى یارب 

از درد نگفته ام گواهی یارب 

من عبد ذلیل و تو خداوند جلیل 

از من آهى زتو نگاهى یارب 

بگذشته گناهم از عدد یارب 

جز عف تو نیست راه چاره یارب 

من عبد فرارى تو ام یا الله 

در باز کن آمدم دوباره یارب 

در کوى تو رنج ره نیاید بـه حساب 

جرم من رو سیه نیاید بـه حساب 

قسم بـه عفوت کـه گناه ثقلین 

پیش کرمت گنه نیاید بـه حساب 

عمرى بـه گناه پا فشردم یا رب 

بار دل خود بـه دوش بردم یارب 

تو ناز مرا کشیدى و من غافل 

سیلی زهواى نفس خوردم یا رب  

شاعر: غلامرضا سازگار

 


منبع مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *