صفحه اصلی / سریال ترکی محکوم / خلاصه داستان قسمت ۷۰ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر

خلاصه داستان قسمت ۷۰ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۷۰ سریال ترکی محکوم را برای علاقمندان به این سریال قرار داده ایم. برای خواندن این قسمت از سریال ما را همراهی کنید. سریال ترکی محکوم سریالی در ژانر اکشن و درام است که به خوبی توانسته خود را در دل بینندگان و منتقدین جا کند. کارگردان این سریال ولکان کوجاتورک (Volkan Kocatürk) است و بازیگرانی چون اونور تونا، اسماعیل حاجی‌اوغلو و سرای کایا در آن بازی می‌کنند. پخش سریال ترکیه ای محکوم از ۱۴ دسامبر ۲۰۲۱ (۲۳ آذر ۱۴۰۰) از شبکه FOX آغاز شده است. سریال محکوم به صورت دوبله فارسی از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۱ از شبکه mbc persia و تکرارش روز بعد ساعات ۰۹:۰۰ و ۱۶:۴۵ پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۷۰ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر
قسمت ۷۰ سریال ترکی محکوم

خلاصه داستان قسمت ۷۰ سریال ترکی محکوم

باریش به زیر زمین پیش ساشا و رافیع و زندانی های فراری می رود و برای زندانی ها سخنرانی می کند و میگه باید انتقاممونو بگیریم و همه کسانی که باعث شدند ما به زندان بیفتیم به سزای اعمالشان اونجوری که لیاقتشان هست برسند. مریدان باریش به خیابان ها می ریزند و شروع می کنند به شعارنویسی روی در و دیوار ها آنها در سطح شهر ایجاد رعب و وحشت می کنند و همه جا از خودشان ردی به جا میگذارند شعار آنها این است (عدالت کجاست هنوز مشخص نیست.) فیرات به همراه بوگه به دیدن دفنه می رود فیرات به دفنه میگه پشت همه این کارها خود باریش یساری هستش او هنوز زنده است و نمرده. او ابتدا حرفش را باور نمیکنه اما بوگه حرفهای فیرات را تایید میکند و از فیرات میخواد تا لباس دادستان را بپوشد و به سر کارش برگردد چون فقط او میتونا با باریش یساری در بیفته. فیرات میگه من سه شرط دارم برای اینکه این پرونده را قبول کنم اول از همه اینکه لباس دادستان را نمی پوشم و به صورت رسمی به این پرونده رسیدگی نمی کنم دوم از اینکه خودم یه تیم تشکیل می دهم با افرادی که خودم انتخابشون می کنم و سوم اینکه من فقط به مدت سه ماه روی این پرونده کار می کنم نه بیشتر. سپس فیرات به یاد می آورد وقتی پیش دکتر رفته بود بهش گفته بود که سه ماه آینده حافظه ات را از دست میدی حتی دیگه دخترتو هم به یاد نمی آوری. در زیرزمین رافیع به باریش میگه شخصی به نام محسن از زندان آزاد شده و می خواد باهات ملاقات کنه او قرار است بهمون کمک کنه و رابطه ما با دنیای بیرون بشه باریش قبول میکند. حاجی کبابی راه انداخته و فیرات برای دیدنش به آنجا می رود او درباره گروهی که قرار است بسازد تا باریش را گیر بیندازند باهاش صحبت می کنه و ازش می خواهد تا به گروهش بپیوندد بعد از آنجا به دفتر کار جدیدش پیش دفنه میرود.

او دختری به نام عایشه را برای کمک به کارهای سایبری پیشنهاد و معرفی می کند دفنه بهش میگه عایشه دختری کم تجربه و کم سن و سال هستش اما فیرات میگه او خیلی باهوش و زرنگه و در ضمن یادت که نرفته قرار بود افراد تیممو خودم انتخاب کنم! دفنه از فیرات میپرسه که از بخش کلانتری چه کسی را انتخاب کرده فیرات میگه مامی. مامی از آنجایی که شوهر دفنه هستش و در حال جدا شدن و طلاق گرفتنن عصبی میشه و مخالفت میکنه فیرات بهش میگه مامی دیوانه هستش و همین ویژگی او به درد کارش می خورد دفنه نظرش عوض نمی شه و به شدت مخالفت میکند ولی فیرات اصلاً بهش اعتنایی نمی کند. فیرات با مامی در یک رستوران قرار میگذارد و درباره تیمش با او صحبت میکنه و ازش میخواد تا به تیمش بپیوندد اما او قبول نمیکنه فیرات از قصد اسم دفنه را می آورد و میگه او باهام مخالفت می کرد و میگفت میدونست که تو نمیای و به درد این کار نمیخوری مامی با شنیدن این حرف قبول می کنه فیرات خوشحال میشه. رافیع و باریش از در فاضلاب به بیرون میرن تا به مغازه محسن در بازار بروند. آنها کمی درباره کار صحبت می کنند و محسن بهشون میگه من هم عدالتی که شما میگین را قبول دارم و باید افراد نادرست از بین بروند تا افراد راستگو و درستکار بتوانند به خوبی زندگی کنند. محسن لیستی را به باریش میدهد و ازش میخواد تا آنها را بکشد باریش قبول می کند نازلی در خانه طبق گفته فیرات در حال فیلم گرفتن از خودش هست و اتاق جدیدش را در فیلم نشان میدهد فیرات در حیاط نشسته نازلی پیشش میره و بهش میگه امروز یادت رفته بود بیای دنبال من او حسابی ناراحت میشه و به خودش میگه نباید دخترمو از یاد ببرم.

جیدا از بوگه می پرسد که چرا خانه ی نزدیک خانه فیرات گرفته بوگه میگه تنها کسی که میتونه از من و جان در برابر باریش محافظت کنه فیرات هستش. فیرات میخواد به سرکار بره که نازلی را پیش بوگه می گذارد ساشا در زیرزمین با افراد شان حرف می زند سپس تیراندازی یاد میدهد ایلول مخالفت میکنه و میگه من همچین کاری نمیتونم انجام بدم اما ساشا میگه نباید از دستورات سرپیچی کنید و هر کاری که بهتون گفتیم باید انجام بدین وگرنه مجازات میشین. دفنه وقتی مامی را می بیند عصبی میشود و به فیرات میگه من با این یک کلمه هم صحبت نمیکنم. ‏فیرات برای افرادش شروع میکنه به حرف زدن و میگه دارودسته باریش همشون زندانی های فراری هستند مشخصه آنها برای خودشان دادگاهی برگزار کردند تا تمام آنهایی که باعث شدند به زندان بیفتند را مجازات کنند سپس عکس ایلول را نشان میدهد و میگه این دختر به جرم اینکه کسی که میخواسته بهش تجاوز کنه را مجروح کرده بود و چون مدرکی نداشت برای اثبات حرفش به زندان افتاد و به احتمال زیاد آنها پیش علیرضا کسی که به ایلول تجاوز کرده بود می‌روند تا انتقام ایلول را بگیرند. ساشا و رافیع پیش زندانی ها میروند و بهشون میگن که باریش یک نفر را برای شروع عدالت انتخاب کرده و سپس ایلول را صدا میزند ایلول وقتی پیش باریش می رود استرس گرفته و میگه من نمیتونم این کارو بکنم باریش دلداریش میده و میگه نگران هیچ چیزی نباش ما پشتتیم محسن در طبقه پایین مغازه اش غذاخوری برای افراد نیازمند و فقیر درست کرده سپس یادداشتی به یک فقیر می دهد تا از طریق لوله ای به زیر زمین بفرستد. رافیع با دیدن نوشته میگه باید برای شروع عملیات آماده بشیم….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس

۰ ۰ آرا

امتیازدهی به مقاله


منبع مطلب

این مطالب را نیز ببینید!

خلاصه داستان قسمت ۴۸ سریال ترکی خواهران و برادران + تصویر

خلاصه داستان قسمت ۴۸ سریال ترکی خواهران و برادران + تصویر

در این مطلب از سایت جدولیاب برای طرفداران خلاصه داستان قسمت ۴۸ سریال ترکی خواهران و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *