صفحه اصلی / سریال ترکی محکوم / خلاصه داستان قسمت ۶۸ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر

خلاصه داستان قسمت ۶۸ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۶۸ سریال ترکی محکوم را برای علاقمندان به این سریال قرار داده ایم. برای خواندن این قسمت از سریال ما را همراهی کنید. سریال ترکی محکوم سریالی در ژانر اکشن و درام است که به خوبی توانسته خود را در دل بینندگان و منتقدین جا کند. کارگردان این سریال ولکان کوجاتورک (Volkan Kocatürk) است و بازیگرانی چون اونور تونا، اسماعیل حاجی‌اوغلو و سرای کایا در آن بازی می‌کنند. پخش سریال ترکیه ای محکوم از ۱۴ دسامبر ۲۰۲۱ (۲۳ آذر ۱۴۰۰) از شبکه FOX آغاز شده است. سریال محکوم به صورت دوبله فارسی از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۱ از شبکه mbc persia و تکرارش روز بعد ساعات ۰۹:۰۰ و ۱۶:۴۵ پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۶۸ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر
قسمت ۶۸ سریال ترکی محکوم

خلاصه داستان قسمت ۶۸ سریال ترکی محکوم

شب بوگه سرزده با جان به خانه فیرات میروند آنجا بهش میگه این روزها جان از نظر روحی و روانی حال خیلی خوبی نداره و تنها کسی که حوصله اش را دارد و حالشو خوب میکنه نازلی هستش. فیرات بهش میگه خوب کاری کردی که آوردیش اینجا سپس بوگه از فیرات تشکر میکنه که بهشون اهمیت میده و نگران حالشون است. فیرات به بوگه میگه باریش داره تظاهر میکنه که از نظر روانی مریضه تا به بیمارستان روانی منتقلش کنند که از اونجا به کمک ساشا و رافیع فرار کنه! او چیزی نمیگه و در سکوت تو فکر فرو میره. فردای آن روز دریا در دادگستری پیش فیرات میرود و بهش میگه که هر جا رو گشتیم ساشا و رافیع را پیدا نکردیم سپس ازش درباره نتیجه کمیسیون می پرسد فیرات میگه امروز قراره تشکیل بشه سپس ادامه میده که امروز قرار است پاشا به اینجا بیاید برای معرفی کردن خودش تا من تبرئه اش کنم دریا قبول میکند. خان بابا به همراه پاشا قنبر و حاجی به جنگل میروند سپس به طرف جایی می روند که پاشا به همراه قنبر پول هایش را پنهان کرده بود. در بیمارستان روانی کمیسیون تشکیل می شود و باریش روبه روی دکتر ها مینشیند و در طرف دیگه فیرات نشسته است. باریش ابتدا به دکترها میگه که من ساواش را میبینم اما آنها حرف هایش را باور نمی کنند تا اینکه باریش دوباره توهم ساواش را میزند و شروع میکند باهاش صحبت کردن فیرات و دکترها با دیدن رفتارهای عجیب و غریب باریش تعجب می کنند سپس میگن که باید باریش یه مدتی تحت نظر درمانی قرار بگیرد. دریا به فیرات زنگ میزنه و میگه که هنوز پاشا برای معرفی کردن خودش نیومده فیرات میگه نگران نباش اون به زودی میاد کمی دیگه منتظر بمون. پاشا به همراه رفقایش چمدان پول ها را پیدا می کند اما با باز کردن درش اثری از پول ها نمی بیند او با یک یادداشت روبه‌رو می‌شود که ساشا گفته پول‌ها را آن برداشته پاشا به خاطر می‌آورد و میگه که حتماً یادگار جای پول ها را به رافیع گفته بوده.

پاشا به شدت عصبانی می شود و بهشون میگه این پول از طریق پولشویی دارودسته سینیور به دست آمده بود حتی به خاطر دزدیده شدن پول هایم نمیتونم برم شکایت کنم ! حاجی فکری به سرش میزنه و میگه سریع سوار ماشین بشین تا بریم. چند روز بعد مامور های پلیس باریش را برای شروع روند درمانش به بیمارستان روانی ها منتقل می کنند. در حالی که دهانش هنوز با پوزبند بسته است بوگه به آنجا می آید که باریش با دیدن او حسابی عصبانی میشه. باریش به بیمارستان منتقل می‌شود و او را به تختی می بندند فیرات در حیاط بیمارستان به دریا میگه باید خیلی مراقب باشیم چون حتما ساشا و رافیع برای فراری دادن باریش حتما میان باید چهار چشمی اتاقش را زیر نظر داشته باشیم. حاجی و خان بابا به آدرس رافیع که فیرات بهشون داده بود میرن تا آنها را زیر نظر داشته باشند و تعقیبشان کنند. ساشا و رافیع با چمدان پر از پول از خانه بیرون میان و راهی میشن. ساشا به رافیع میگه باید قبل از تزریق داروها به باریش او را فراری بدم چون اگه داروها رو بخوره یا بهش تزریق کنند میخوابه و دیگه نمیتونم فراریش بدم. حاجی با لباس های تعمیرات راه رافیع و ساشا را می بندند سپس با اسلحه به طرف رافیع میره و ازشون میخواد تا کیف پول را پس بدن سپس با ضربه‌ای رافیع را بیهوش میکند از طرفی پاشا طرف ساشا میره و کیف پول را به زور ازش میگیره و تیری به کف دست ساشا میزند سپس از آنجا به سرعت میرود.

دکتر و پرستار ها به اتاق باریش می روند و می خوان که بهش داروها را تزریق کنند اما باریش که منتظر ساشاست تا از آنجا فرار کنه سر و صدا میکنه و ازشون میخواد تا دارویی بهش تزریق نکنند اما موفق نمی شه و بعد از تزریق شدن داروها بیهوش میشود. ده روز بعد؛ فیرات به همراه دوستانش در حیاط خانه‌اش نشستن و حسابی خوش میگذرونن او تمام دوستانش را تبرئه کرده و دیگه فراری نیستند باریش به هوش می‌آید و بوگه را کنار تختش میبیند بوگه بهش میگه که ده روز بیهوش بوده و قسمت اعظم درمانش طی شده از این به بعد دز داروهایش کم میشود. بکیر به عنوان دستیار فیرات در دادگستری مشغول به کار شده او به فیرات میگه بنا به درخواست بوگه قبر تومریس باز شده اما جنازه در آن نبوده فیرات از اینکه زاهد جنازه را برداشته تا نتواند او را دستگیر کند عصبی میشود. دادستان کل با فیرات تماس می‌گیرد و خبر میدهد که قرار است امروز پزشک ارشد بره و باریش را معاینه کند فیرات سریعاً به یکی از کارکنان بیمارستان زنگ می‌زند و جویای احوال باریش میشود پزشک ارشد به اتاق باریش می رود تا او را معاینه کند همان موقع ساشا در لباس پرستار وارد اتاق میشود و با سرنگ پزشک ارشد را بیهوش میکند سپس باریش را فراری میدهد. رافیع هم در حیاط بیمارستان ایستاده و کشیک می‌دهد وقتی فیرات به همراه بوگه به بیمارستان می رسند متوجه میشوند که باریش در اتاقش نیست باریش به همراه ساشا و رفیع با آمبولانس از آنجا فرار کردند فیرات و بوگه آمبولانس را تعقیب می کنند و سریعاً به دریا زنگ میزند و ازش میخواد تا با نیروهای پلیس او را گیر بندازن. دریا آمبولانس را پیدا می کند و با ماشین جلویش می پیچد….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس

۰ ۰ آرا

امتیازدهی به مقاله


منبع مطلب

این مطالب را نیز ببینید!

خلاصه داستان قسمت ۴۸ سریال ترکی خواهران و برادران + تصویر

خلاصه داستان قسمت ۴۸ سریال ترکی خواهران و برادران + تصویر

در این مطلب از سایت جدولیاب برای طرفداران خلاصه داستان قسمت ۴۸ سریال ترکی خواهران و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *