صفحه اصلی / فرهنگ و هنر / خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال خسوف + عکس

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال خسوف + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب شما می توانید خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال خسوف را مطالعه کنید. با ما همراه باشید. سریال خسوف به کارگردانی مازیار میری و تهیه‌کنندگی همایون اسعدیان می باشد که در ژانری درام عاشقانه و اجتماعی ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ امین تارخ، علی عمرانی، پوریا رحیمی سام، مینو شریفی، سجاد بابایی، المیرا دهقانی، پریا مجللی، فریبا خادمی، شمسی فضل الهی، حسین فلاح، حسین رستمی، نسیم یعقوبی، نیک‌آفرید سماواتی، کسری پرتوی، مهدیس توکلی، مسعود کرامتیو، ستاره اسکندری، شهره سلطانی، سیامک احصاییو… .

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال خسوف + عکس

داستان سریال

شخصیت اصلی سریال، امیر، طبق قول و قرار خانواده‌ها قرار است با دختردایی خود ازدواج کند. اما سرنوشت برنامه دیگری برای امیر دارد. امیر دل به دختر دیگری می‌بازد و آشکار شدن این عشق سبب ایجاد چالش‌های فراوان در خانواده می‌شود.


خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال خسوف + عکس

قسمت دهم سریال خسوف

مادر امیر با تلفن سمیرا به مطب دکتر آتیه رفت و از پرونده پزشکی آتیه سر درآورد. پرونده‌ای که می‌گوید به علت عمل دریچه قلبی که آتیه در کودکی انجام داده است، به مراقبت‌های ویژه‌ای نیاز دارد و امکان باردار شدن ندارد؛ زیرا برای سلامتی خود و نوزادش خطرناک خواهد بود. مادر امیر هرچه می‌داند، به پدر آتیه می‌گوید و از او می‌خواهد که پای دخترش را از زندگی امیر قطع کند. پدر آتیه با برخورد توهین‌آمیز مادر امیر سخت آشفته می‌شود؛ اما بر خودش مسلط می‌شود و ماجرا را به آتیه می‌گوید.

تمام آتش این دیدار و گفتگو‌ها را سمیرا به پا کرده است. کسی که برای نزدیک کردن خودش به مهراب و تشکیلاتش خیز بلندی برداشته است. اما او هم با کار‌های خواهرش در دردسری جدید می‌افتد و علیرضا هم از گذشته و بچه‌اش خبردار می‌شود. اسما پیش از برگشتن به لندن آتیه را می‌بیند و بذر شک به امیر را در دل او می‌کارد. بدین ترتیب است که رو در رو شدن دوباره امیر و آتیه هم آن‌ها را به هم نزدیک نمی‌کند.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال خسوف + عکس

قسمت نهم سریال خسوف

امیر از خانه و خانواده رانده می‌شود و این تنهایی او را در عشقش مصمم‌تر می‌کند. او دیگر منتظر جواب‌های آتیه نمی‌ماند. یک طرفه پیام می‌دهد، سر راهش سبز می‌شود و قصدش برای خواستگاری را می‌گوید و خودسرانه به دیدار پدر آتیه می‌رود. مادر و دایی امیر بدون توجه به حال روحی و خواست اسما و امیر همچنان بر سر همان حرف‌های قبل هستند و فکر می‌کنند با لج‌بازی با امیر می‌توانند او را رام کنند. در این میان اسما بدون کمک و پشتیبانی پدرش دوره سوگواری خود را می‌گذراند.

اما سمیرا نزدیک‌ترین دوست آتیه خود را آماده خیانتی بزرگ به او می‌کند. او به کمک علیرضا بالاخره پا به دفتر مهراب می‌گذارد و با گستاخی خودش را وارد معامله با او می‌کند. خیلی زود هم اولین ضربه را به آتیه می‌زند تا نشان بدهد مهره خوبی برای تشکیلات مهراب است.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال خسوف + عکس

قسمت هشتم سریال خسوف

اسما بعد از تخلیه اطلاعاتی علی رضا به کافه مهتاب می‌رود و دیری نمی‌گذرد که به چیزی که برایش آمده بود، می‌رسد. آتیه وارد کافه گالری می‌شود و پشت سرش امیر و پشت سر او هم اسما می‌آید. با معرفی‌ای که امیر از آتیه و اسما می‌کند، با چند کلمه همه چیز برای آن‌ها روشن می‌شود و دیگر نیازی به حرف اضافه‌ای نمی‌ماند. اسما با چشمانی اشک بار می‌رود و آتیه هم امیر را از خود می‌راند.

از این‌جا سلسله رانده شدن‌های امیر آغاز می‌شود. مهراب تا از اتفاق به وجود آمده و نقش بر آب شدن برنامه‌هایش مطلع می‌شود، سراغ امیر می‌رود و بعد از نقد کردن حواله کلید گاراژ و وعده شراکت را هم از او می‌گیرد. مادر امیر هم او را از خانه می‌راند و او را پسری خودخواه می‌خواند.

بدین ترتیب امیر ظرف مدت کمی هر آن‌چه داشت، از دست می‌دهد؛ حتی خود آتیه را که همه این اتفاقات برای اوست. حتما صحبت‌های مهتاب و مشکلاتی که برای امیر اتفاق افتاده است، دوباره رابطه آن‌ها را برقرار می‌کند؛ اماامیر حالا اوقات سختی را می‌گذراند.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال خسوف + عکس

قسمت هفتم سریال خسوف

امیر قرارش با آتیه را به هم نمی‌زند و علیرضا را به جای خودش دنبال اسما می‌فرستد. اما امیر با ماندنش کار را در هر دو طرف خراب‌تر می‌کند. نقش بازی کردن امیر هم به چشم آتیه می‌آید و هم اسما. آتیه با دیدن رفتار‌های امیر کمی با بهانه‌گیری از او فاصله می‌گیرد. امیر هم مجبور است کمی در کنار اسما باشد؛ اما همچنان به او چیزی نمی‌گوید. انفعال امیر باعث می‌شود که هم آتیه و هم اسما به روش‌های دیگری از ماجرا سر درآورند. همان کاری که دایی مهراب هم انجام داد. اسما با علیرضا صحبت می‌کند و از ارتباط آتیه و امیر با خبر می‌شود و آدرس کافه مهتاب را هم می‌گیرد. امیر هم بالاخره می‌خواهد با آتیه صحبت کند.

داستان خسوف با ندانم کاری‌های امیر گره خورده است و تا وقتی که او کاری نکند، به کندی پیش می‌رود. بعد از هفت قسمت دیگر ماجرای مجروح شدن کارمند دانشکده و بیمارستان و… از یاد تماشاگران رفته است و داستان هم با همه پیش‌روی‌اش هنوز فاصله زیادی با آن نقطه و آن شب دارد؛ بنابراین خسوف بیشتر روی جنبه‌های عاشقانه و اجتماعی‌اش پیش می‌رود. در این میان کلیشه‌های دختر شهرستانی و اسیر یک پسر کلاش شدن، سودای مشهور شدن، دوبی و … هم وجود دارد.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال خسوف + عکس

قسمت پنجم سریال خسوف

امیر از سویی رابطه‌اش با آتیه عمیق‌تر می‌شود و از سویی هنوز حرف آخرش را به اسما نزده است. اسما در لندن با ناامیدی منتظر اوست و همه اطرافیان امیر هم او را به خاطر روشن نکردن تکلیف اسما سرزنش می‌کنند. علیرضا هم کم‌کم به سمیرا نزدیک می‌شود. سمیرا نشان می‌دهد که از شهر خودشان به تهران آمده است تا به هر ترتیبی که شده پیشرفت کند و سری در سر‌ها در آورد. به محض خراب شدن کارش در دفتر مجله طرح نزدیک شدن به علیرضا و سپس از او به دایی‌اش را می‌ریزد تا کار و شغل و رانتی برای خودش دست و پا کند.

دایی مهراب هم آتیه را پیدا می‌کند و دور از چشم امیر سراغش می‌رود. با توپ پر می‌خواهد چند تشر به او بزند و پایش را از زندگی امیر و دخترش ببرد. اما دیدن آتیه همانا و بند آمدن زبانش همان. مهراب با دیدن آتیه به سی سال پیش و روز‌های قبل از ازدواج می‌رود و به یاد عشق اول و آخری می‌افتد که به آن نرسید. از آن پس کار مهراب آشفته فرستادن هدیه و دیدن از دور و تعقیب آتیه می‌شود. اما دیری نمی‌گذرد که امیر و علیرضا هم از دیدار دایی و آتیه باخبر می‌شوند. عبارت “سیبی که از وسط نصف شده باشه” کلیشه‌سازترین عبارت در سریال‌های تمام جهان است و بیشترین کاربردش هم در سریال‌های آبکی کلمبیایی، ترکیه‌ای و ایرانی است.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال خسوف + عکس

قسمت دوم سریال خسوف

پنهان شدن امیر و آتیه خیلی طول نمی‌کشد. تصاویر دوربین‌های بیمارستان حضور امیر را ثبت کرده است و خیلی زود شناسایی می‌شود. آتیه هم با دستگیری امیر خودش را به پلیس تحویل می‌دهد و جلسات بازجویی شروع می‌شود. با سوال پلیس از امیر که کی و کجا با آتیه آشنا شده است، به چند ماه قبل می‌رویم. جایی که آتیه روبروی کافه پاتوق امیر و علیرضا می‌خواهد یک کافه گالری باز کند. کل کل‌ها و شرط‌بندی‌های امیر و دوستانش او را به آتیه نزدیک می‌کند. آتیه‌ای که از دانشجویان فعال دانشگاه و پای ثابت اعتراضات و تجمعات دانشجویی است.

امیر هم در خانواده‌ای متمول و پرنفوذ بزرگ شده است. خانواده‌ای که جایگاه دایی مهراب در آن ویژه است و به جز جنبه اقتصادی زندگی او یک بخش سیاسی هم وجود دارد که موجب می‌شود اطرافیانش برای محافظت از این جایگاه همیشه مواظب باشند تا دست از پا خطا نکنند. امیر با اسما دختر دایی‌اش که در لندن است، قول و قرار‌هایی گذاشته است. قول و قرار‌هایی که با دیدن آتیه متزلزل می‌شود و مشخص می‌شود که اختلاف با دایی مهراب و دلخوری‌ای هم که امیر پیش‌تر از آن می‌گفت، از به هم خوردن همین ماجراست.

در قسمت دوم خسوف بیشتر وارد زندگی شخصیت‌های داستان و آن‌چه پیش از اتفاقات قسمت اول رخ داده است، می‌شویم. از دغدغه‌ها و مشکلاتی که در این سن و سال دارند و اختلاف با بزرگ‌ترهایشان گرفته تا اختلافات فکری و طبقاتی میان خودشان. خسوف اگرچه خودش را دغدغه‌مند و به روز نشان می‌دهد، در عمل گویی چند سالی (شاید بیش از یک دهه) دیر ساخته شده است. ادبیات و شرایط این جوانان با واقعیت هم سن و سالان امروزی‌شان متفاوت است و شعار‌هایی که مطرح می‌شوند، به شکل بدی گل درشت هستند.

خسوف کم ستاره‌ترین سریال حال حاضر شبکه نمایش خانگی است و این برای مخاطبان این شبکه که کاملا بازاری و عام با این محصولات مواجه می‌شوند، یک امتیاز منفی است. این امتیاز منفی با داستان و موضوع یا پرداختی جذاب هم جبران نشده است و بنابراین از همین قسمت دوم می‌توان اقبال کم مخاطبان به این سریال را پیش‌بینی کرد…

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال خسوف + عکس

قسمت اول سریال خسوف

یک تحصن در دانشگاه برای کیفیت بد غذا‌های دانشگاه کار دست آتیه می‌دهد و او که پیش‌تر هم سابقه تعلیق در دانشگاه داشته است، در آستانه اخراج قرار می‌گیرد. او حاضر نیست در مقابل مدیران دانشگاه سر خم کند و دوستانش هم برای حل مشکل او دست به کار‌هایی می‌زنند که گرفتاری را بیش‌تر می‌کند. تهدید مسئول دانشکده پاسخ عکس می‌دهد و اوضاع را بدتر می‌کند. نامه درخواست اخراج آتیه امضا شده است و حالا آتیه و دوستانش در تکاپو می‌افتند هرچه سریع‌تر مشکل را حل کنند. شبانه به در خانه مسئول دانشکده می‌روند و اتفاقی رقم می‌خورد که سرنوشت آن‌ها را برای همیشه عوض می‌کند.

دایی پر نفوذ، مدیران دانشگاه، خانواده‌ای با سابقه سیاسی و جوان‌های دانشجویی که همه اعتراضات‌شان سیاسی تعبیر می‌شود، متریال‌هایی است که سریال خسوف را تشکلیل می‌دهند. عناصری که بیست سال پیش در سینمای ایران اتفاقات بزرگی را رقم می‌زدند؛ اما امروز کاملا عادی و کلیشه‌ای شده‌اند. ترکیب تصاویر اولیه سریال با تیتراژ و داستانی که بدون اتلاف وقت نقل می‌شود، این امید را در دل زنده می‌کند که با سریالی خوش‌ریتم و با کارگردانی دقیق مواجه هستیم. اما این امید با پایان تیتراژ ابتدایی تمام می‌شود. دوباره همان موقعیت‌ها و تصاویر و بازی‌های کلیشه‌ای ردیف می‌شوند و در همان‌ها هم سهل‌انگاری می‌شود.

آتیه و دوستانش سر کوچه مسئول دانشکده که یک سوپر مارکت بزرگ است، پیاده می‌شوند و آنقدر فیلم‌برداری طول می‌کشد که سوپر مارکت می‌بندد و عوامل فیلم اصلا متوجه نمی‌شوند و یا برای‌شان اهمیتی ندارد چه چیزی را با چه کیفیتی به تصویر می‌کشند. ساده‌ترین کار یک منشی صحنه هم در این سریال به‌درستی انجام نمی‌شود. همین ایراد کوچک ما را به نا امید شدن‌های‌مان به سیل تولیدات سینمایی و تلوزیونی این سال‌ها پیوند می‌زند. آیا باز هم یک سریال بد دیگر در شبکه نمایش خانگی منتشر می‌شود؟ باز هم ژست داستان‌های ملتهب و اجتماعی و در عمل هیچ؟ باز هم سارا و آیدا؟ باز هم هیئت مدیره؟


منبع مطلب

این مطالب را نیز ببینید!

خلاصه داستان قسمت ۳۱ فصل چهارم سریال از سرنوشت از شبکه دو

خلاصه داستان قسمت ۳۱ فصل چهارم سریال از سرنوشت از شبکه دو

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۳۱ فصل چهارم سریال از سرنوشت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *